دیدهاید از بچهها میپرسند در آینده میخواهی چکاره شوی؟ همهشان هم بدون استثنا جوابی در آستین دارند و محض رضای خدا از دکتری و مهندسی هم پایینتر چیزی نمیخواهند. پس میتوانیم بگوییم همه از بچگی میدانند که قرار است روزی کارهای شوند و شغلی داشته باشند. خیلیها هم آگاهی و اطلاعاتشان برای شغل آینده تا سالها در حد همان تصمیم کودکی باقی میماند. ولی واقعیت چیز دیگری است. همه ما قرار است روزی شغلی داشته باشیم و در طول دوران تحصیل و بعد از آن باید تا جایی که میتوانیم خودمان را برای این تصمیم بزرگ آماده کنیم. در ادامه از انتخاب شغل و زیر و بم آن یعنی تاثیر علاقه و استعداد در انتخاب شغل ،آینده شغلی و تاثیر مهارت و نیاز بازار و همچنین ترجیحات شغلی نوشتهایم. اگر دارید همه جا را وجببهوجب به دنبال شغل مورد علاقهتان میگردید، این نوشته را از دست ندهید.
شغل مناسب من چیست؟ دوست دارم در آینده چهکاره شوم؟!

فکر میکنید معیار بچهها برای انتخاب شغل آیندهشان چیست؟ اگر یکبار به مطب پزشک بروند و از محیط آنجا و روپوش و گوشی پزشکی خوششان بیاید تصمیم میگیرند در آینده دکتر شوند. اگر به مهد یا مدرسه بروند و عاشق تخته، گچ و ماژیک شوند، خودشان را در یک کلاس و در حال نوشتن با گچ تصور میکنند و تصمیم میگیرند حتما در آینده معلم شوند و البته که این داستان در مورد تمام بچهها و معیارهای انتخاب شغلشان ادامه دارد.
خیلیها تا بزرگسالی با همین فرمان ادامه میدهند. یعنی دقیقا به همین راحتی برای انتخاب شغل آیندهشان تصمیمگیری میکنند و حتی ادامه تحصیل میدهند. اگر شما هم کمابیش جزء همین دسته هستید لطفا همین جا ترمز کنید، فرمان را به حال خودش رها کنید و سعی کنید بهدنبال جواب این سوالها باشید:
_ من چه کسی هستم؟
_ در چه محیط و جامعهای زندگی میکنم؟
_ و در نهایت شغل مناسب من چیست؟

من چه کسی هستم؟ قصه عجیب خودشناسی
در زندگی قبل از این که بخواهیم هر تصمیمی بگیریم، باید خودمان را بشناسیم. شاید از خودتان بپرسید خب دقیقا چطور خودم را بشناسم؟ یا این که چه چیزهایی را باید در مورد خودم بدانم تا بعدش با جرات فریاد بزنم و بگویم شغل مناسب من بیا که من دیگر خودم را کاملا میشناسم؟
_ باید ویژگیهای شخصیتیتان را بدانید. در ادامه در مورد ویژگیهای شخصیتی بیشتر توضیح میدهیم.
_ نقاط قوت و ضعفتان را بشناسید. خیلی سخت نیست، فقط کافی است مدتی روی خودتان و رفتارهایتان دقیقتر شوید.
_ در مورد هدفهایتان فکر کنید و تا حدودی بدانید در زندگی به کجا قرار است برسید؟
_ انگیزههایتان را بشناسید یا یک چیزی در این مایهها که آن چیست که میتواند من را از رختخواب بیرون بیاورد و دنبال خودش بکشد؟
_ با استعدادهایتان آشنا شوید یعنی بدانید برای چه کار یا فعالیتهایی ساخته شدهاید و استعداد انجامشان را دارید؟
_ ببینید دقیقا چه مهارتها و تواناییهایی دارید؟ یعنی چه کارهایی را بهتر میتوانید انجام بدهید و شرایطتان برای انجام دادنشان آمادهتر است؟
در ادامه بهتر است کمی روی ویژگیهای شخصیتی دقیق شویم. ازطریق دستهبندی زیر میتوانید ببینید ویژگیها و روحیاتتان به کدام گروه نزدیکتر است. البته دستهبندیهای دیگری هم در مورد تیپهای شخصیتی وجود دارد که ما در اینجا خیلی خلاصه یکی از این انواع را آوردهایم.

انواع تیپهای شخصیتی:
- جستجوگر، نوآور، اهل تفکر و تحلیلکننده
- پر جنبوجوش و فعال
- مرتب، منظم و مقرراتی
- هنری و خلاق
- علاقمند به انجام کارهای عملی و خلق کردن چیزهای جدید
- صمیمی، گرم، دوستانه و اجتماعی
در ادامه یک جدول کاربردی درباره انواع تیپهای شخصیتی بر اساس مدل MBTI و تأثیر آنها بر انتخاب شغل ارائه شده است:
| تیپ شخصیتی | ویژگیهای برجسته | شغلهای مناسب |
|---|---|---|
| ISTJ (بازرس) | مسئولیتپذیر، منطقی، دقیق | حسابدار، مدیر پروژه، افسر پلیس |
| ISFJ (نگهدار) | وفادار، همدل، جزئینگر | پرستار، معلم، مددکار اجتماعی |
| INFJ (مشاور) | شهودی، ایدهآلگرا، عمیق | روانشناس، نویسنده، مشاور |
| INTJ (معمار) | تحلیلگر، مستقل، آیندهنگر | استراتژیست، مهندس، پژوهشگر |
| ISTP (صنعتگر) | عملگرا، مستقل، حلکننده مشکلات | مهندس مکانیک، تکنسین، خلبان |
| ISFP (ماجراجو) | منعطف، هنرمند، آرام | طراح گرافیک، عکاس، هنرمند |
| INFP (میانجی) | ایدهآلگرا، خلاق، همدل | نویسنده، رواندرمانگر، مربی |
| INTP (منطقدان) | تحلیلگر، کنجکاو، مستقل | برنامهنویس، محقق، استاد دانشگاه |
| ESTP (کارآفرین) | پرانرژی، عملگرا، واقعگرا | فروشنده، کارآفرین، خلبان |
| ESFP (اجتماعی) | خوشمشرب، ماجراجو، واقعگرا | بازیگر، مجری، مشاور فروش |
| ENFP (الهامبخش) | خلاق، پرانرژی، الهامبخش | بازاریاب، سخنران، مربی توسعه فردی |
| ENTP (نوآور) | مبتکر، شوخطبع، سریعالانتقال | کارآفرین، مخترع، تحلیلگر بازار |
| ESTJ (سازماندهنده) | منطقی، منظم، قاطع | مدیر اجرایی، تحلیلگر مالی، مدیر منابع انسانی |
| ESFJ (حامی) | اجتماعی، وظیفهشناس، خوشرفتار | پرستار، معلم، روابط عمومی |
| ENFJ (رهبر) | کاریزماتیک، حامی، مسئول | مدیر، مشاور شغلی، مربی تیم |
| ENTJ (فرمانده) | رهبر، هدفمحور، برنامهریز | مدیر عامل، وکیل، مشاور کسبوکار |
اگر میخواهید از تصورات بچگیتان در مورد شغل مورد علاقه فاصله بگیرید و بهتر و بیشتر خودتان را بشناسید، در مورد چیزهایی که در مورد شناخت خود گفتیم بعدا عمیق و زیاد فکر کنید، بخوانید و مشورت بگیرید. تا اینجا گفتیم همه چیز از شما و شناخت خودتان شروع میشود ولی در ادامه باید بگوییم متاسفانه یا خوشبختانه همه چیز به شما ختم نمیشود. شما باید زحمت بیشتری بکشید و به جز خودتان، محیط اطراف و جامعهای که در آن زندگی میکنید را هم بشناسید.
در چه محیط و جامعهای زندگی میکنم؟
حتما این جمله را زیاد شنیدهاید که «جوامع با سرعتی عجیب و باورنکردنی در حال تغییر هستند.» این جمله شاید خیلی وقتها به نظرتان کلیشهای، خندهدار و تکراری بهنظر برسد. ما هم با شما همنظریم ولی باید بگوییم در انتخاب شغل این جمله و درک مفهومش خیلی مهم و تاثیرگذار است.
کشورها و شرایطشان روزبهروز تغییر میکنند و همراه با این تغییرات شغلهای جدیدی بهوجود میآیند و البته که خیلی شغلها هم از بین میروند یا حذف میشوند. بنابراین ما باید قبل از انتخاب شغل یا یادگرفتن یک مهارت و راهاندازی کسبوکار تمام اینها را درنظر بگیریم. ازطرفی بهتر است بدانیم عنوان شغلی که مثلا 15 سال پیش پردرآمد و روی بورس بوده است، شاید امروز دیگر طرفداری نداشته باشد. بنابراین اگر میخواهید مهارتی یاد بگیرید یا ادامه تحصیل بدهید قبل از آن نیاز بازار و موقعیت آن شغل در کشور را هم درنظر بگیرید.
چگونه استعداد شغلی خود را کشف کنیم

دنیایی را تصور کنید که همه شبیه هم بودند. ویژگیهایشان یکجور بود. مثل هم فکر میکردند، شبیه هم زندگی میکردند و همه یکدست تواناییهایی شبیه هم داشتند. تصورش چطور است؟ مطمئنا ترسناک است. حتی اگر بگویید ترسناک نیست ولی حتما برسر خستهکننده بودنش با ما موافقید. تنوع و تفاوت دنیا را جای بهتری برای زندگی کرده است ولی میدانید چطور میشود که دنیا را به جای چندبرابر بهتری تبدیل کرد؟! اگر هرکس ویژگیهای ذاتیاش را بشناسد و بداند چه استعدادهایی دارد، زندگی خودش و بقیه را بهتر و زیباتر میکند.
پیشنهاد مقاله: کشف استعداد
یکی از کلیدیترین قدمها هنگام انتخاب شغل آینده نیز همین شناخت استعداد و ویژگیهای ذاتی است. میخواهید این قدم را محکم و استوار بردارید؟ دو راهی که در ادامه برای شناخت استعداد توضیح دادهایم را با دقت بخوانید.
استعدادیابی از طریق مشاوره ؛ تنها در دل جنگل تاریک
یک جنگل پردرخت و تاریک را تصور کنید. شما میتوانید از دل این جنگل بهتنهایی بیرون بیایید؟ بله احتمالا میتوانید. چون هیچ کاری نشد ندارد ولی فرض کنید شخص مورد اعتمادی میآید و میگوید دستت را به من بده تا با هم از جنگل عبور کنیم. حتما نمیتوانید ذوق و شوقتان از این پیشنهاد را پنهان کنید و سریع دستتان را برای کمک جلو میبرید.
- یک مشاور خوب دقیقا با شما و زندگیتان همان کاری را میکند که فرد معتمد با گمشده در دل جنگل کرد.
- یک مشاور خوب کمک میکند تا شما ویژگیهای شخصیتی، محدودیتها، استعدادها و… را بشناسید. درواقع مشاور در خودشناسی کمک بزرگی به شما میکند. اگر شما خودتان را بشناسید و بفهمید که از زندگی چه میخواهید مطمئنا مسیرتان برای انتخاب شغل هم باز و هموار میشود.
- یک مشاور حرفهای، عوامل بیرونی مثل ویژگیهای خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی و… شما رانیز مورد توجه قرار میدهد و باتوجه به همه اینها شما را به سمت درستترین مسیر راهنمایی میکند.
- مشاور کارکشته، علاوهبر استعدادها و ویژگیهای شخصیتیتان، محدودیتها و امکانات جامعه را هم درنظر میگیرد و با جمعبندی تمام این نکتهها، توصیههای نهایی را در اختیارتان میگذارد.
پس با مراجعه به مشاور خودتان، استعدادها و تواناییهایتان، محدودیتهایی که دارید و… را میشناسید و سعی میکنید بهترین تصمیم را در مورد انتخاب شغل آینده بگیرید.
آزمون استعداد شغلی ؛ پاسخ به گزینههای سرنوشتساز

روزهای مدرسه و امتحانها را که حتما یادتان هست؟ روزهایی که از هرچه امتحان بود شاکی و خسته بودیم و بهخصوص تا میتوانستیم سر امتحانهای میانترم و برگزار نشدنش چانه میزدیم. ولی جواب معلمها همیشه ثابت بود. میگفتند ما امتحان میگیریم تا آمادهتر شوید و حداقل خودتان را بعد از آزمون بهتر بشناسید.
روانشناسها هم تقریبا همین کار را میکنند. بعد از مدتها تحقیق و مطالعه، تستهایی طراحی میکنند که :
- شما را به خودشناسی بیشتری برسانند.
- سوالهایی بپرسند تا شما بفهمید با توجه به ویژگیهای شخصیتیتان برای چه نوع شغلی مناسب هستید؟
- اصولا سوالها طوری طراحی میشوند که نکتهها و ویژگیهای ریز شخصیتیتان که تا بهامروز بهشان توجه نداشتید هم در ذهنتان برجسته شوند.
این آزمونها نقش کمککننده دارند و قرار نیست همه چیز را برای ما مشخص کنند. دقیقا مثل یک چراغ قوه که فقط کمی از مسیر پیش رو را روشن میکند.
آینده شغلی
در طول زمان، نیازهای شغلی جدیدی در جامعه به وجود میآید و ممکن است بسیاری از مشاغلی که در گذشته محبوبیت زیادی داشتند، کم کم از بین بروند. برای مثال، در گذشته مشاغلی مانند کارگری در کارخانههای تولیدی بسیار محبوب بودند، ولی با گذر زمان و ظاهر شدن تکنولوژیهای هوشمند، شاهد آن هستیم که تعداد زیادی از این مشاغل از بین رفته و ابزارها و تجهیزات خودکار و هوشمند جایگزین آنها شدهاند. اگر بگوییم که مشاغل دنیای آینده، متعلق به حوزه آی تی و کامپیوتر هستند اغراق نکردهایم. هوش مصنوعی بهعنوان یک تکنولوژی پیشرو در بسیاری از زمینههای شغلی شناخته میشود.
طبق ارزیابیها و بررسیهای صورت گرفته، در آیندهای نهچندان دور، هوش مصنوعی میتواند جایگزین بسیاری از مشاغل موجود شود. به همین علت، برای انتخاب شغل، شما باید سعی کنید آینده شغلی مشاغل مختلف را بررسی کرده و مطمئن شوید که در آینده و بعد از گذشت چند سال، مشکلی برای شما در آن شغل به وجود نمیآید یا کارتان را از دست نمیدهید.
به گفته سایت jobvision.ir:
“یکی از مهمترین عواملی که باید در انتخاب یک شغل به آن توجه داشته باشید، بازار کار آینده آن است. با پیشرفت فناوری، نیازهای انسان به سرعت تغییر میکنند و ممکن است مشاغلی که امروزه محتاج آنها هستیم و بازار کار خوبی دارند، تا چند سال دیگر منسوخ شوند و مشاغل جدیدی پدید آیند و بازار کار خوبی داشته باشند.”
تاثیر عوامل مختلف بر انتخاب شغل مورد علاقه
اگر یکی دو نسل پیش بهدنیا آمده بودید، لازم نبود خیلی نگران شغل آیندهتان باشید. احتمالا یک شغل موروثی در خانوادهتان بود که میتوانستید یا حتی مجبور بودید در آینده همان را دنبال کنید. اگر هم شغل خانوادگیای درکار نبود، آدمها آنقدر انتخابهای محدودی داشتند که خیلی سردرگم نمیشدند. شاید حتی کسی نمیدانست سردرگمی برای انتخاب شغل چیست؟
ولی این روزها اوضاع کاملا تغییر کرده است. تکنولوژی روزبهروز بیشتر پیشرفت میکند و آدمها هم دواندوان به دنبالش میدوند. فرصتهای شغلی مدام درحال متنوعتر شدن هستند و ازطرفی انتظار آدمها از یک شغل خیلی بیشتر از گذشته است.
در این روزگار پر از شتاب و حرکت، عوامل مختلفی روی انتخاب شغل تاثیر دارند ولی سه عامل بهنظر از همه مهمتر و تاثیرگذارتر هستند:
- علاقه
- مهارت
- نیاز بازار
در ادامه با تاثیر هر کدام از این عوامل بر انتخاب شغل بیشتر آشنا میشویم.
تاثیر علاقه بر انتخاب شغل ؛ عشق کافی نیست
اگر از صد نفر بپرسید که آیا علاقه در انتخاب شغل اهمیت دارد یا خیر؟ احتمالا نود و نه نفرشان میگویند بله، علاقه خیلی مهم است. ولی ما در اینجا قرار است بگوییم خب، دقیقا منظور چه علاقهای است؟ قرار است چطور کارتان را دوست داشته باشید که بشود گفت شما به شغلتان علاقمند هستید؟
- با یکبار دیدن کابین هواپیما، از محیطش خوشتان آمده و تصمیم گرفتهاید خلبان شوید.
- وقتی گوشی پزشکی را داخل گوشتان گذاشتهاید و دلتان خواسته است درد بیماران را کم کنید و همان لحظه تصمیم گرفتهاید پزشک یا پرستار شوید.
- یک نفر از املتتان تعریف کرده است و همان لحظه حس کردهاید که به آشپزی علاقه دارید و باید در آینده آشپز شوید.
اگر منظور شما از علاقه همین موارد بالا است و با همین معیارها میخواهید شغل آیندهتان را انتخاب کنید باید بگوییم کار به همین سادگیها هم پیش نمیرود. درست است که همه این مثالها میتوانند نشان دهنده علاقه ما به یک شغل باشند ولی سوالی که پیش میآید این است:
چقدر علاقه برای انتخاب شغل کافی است؟
زمانی میتوانید بگویید من به شغل ایکس یا ایگرگ علاقه دارم که قبل از هر چیز در موردش تحقیق کرده باشید.
- اگر شغل مورد نظرتان به تحصیلات خاصی نیاز دارد باید در مورد واحدهای درسی آن رشته پرسوجو کنید مثلا اگر دوست دارید پزشک شوید، ببینید آیا میتوانید از پس خواندن دروس رشته پزشکی بربیایید و با علاقه مباحث سخت و پیچیدهاش را دنبال کنید یا نه؟
- از افراد مطلع در مورد شغل مورد علاقهتان بپرسید. فرض کنید احساس میکنید به عکاسی علاقمند هستید و به هر ترتیبی میخواهید در آینده عکاس شوید. قبل از هر تصمیمی با چند عکاس در مورد شغلشان حرف بزنید و مشورت بگیرید.
- همانطور که قبلا هم گفتیم بهتر است با کمک مشاور و آزمونهای استعدادیابی، ببینید آیا علاقهتان با استعدادهایتان همخوانی دارد یا نه؟ ممکن است شما به مکانیکی و تعمیر ماشینها علاقه داشته باشید ولی شاید واقعا استعداد خاصی در این زمینه نداشته باشید و نتوانید آنطور که باید و شاید در کارتان پیشرفت کنید.
- فراموش نکنید علاقه یک مقوله صفر و صدی نیست. شما میتوانید به شغلهای مختلف به میزانهای متفاوتی علاقمند باشید. مثلا میتوانید عاشق آشپزی باشید ولی نقاشی یا آرایشگری را هم به میزان کمتری دوست داشته باشید. اینجاست که باید ببینید کدام با روحیات، استعدادها، مهارتهایتان و.. سازگارتر است تا بتوانید تصمیم نهایی را بگیرید.
تاثیر مهارت بر انتخاب شغل ؛ هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد
فرض کنید شهرتان فقط یک خیاط دارد و همان هم تمام لباسها را ناقص و تنگ یا گشاد میدوزد. شما از کار خیاط ناراضی هستید ولی چه کنید که انتخاب دیگری ندارید و چه خوب چه بد، باید لباسهایتان را بهدست خیاط ناشی بسپارید.اگر یک خیاط دیگر وارد شهرتان شود که لباسهای بهتری میدوزد مسلما شما و بقیه اهالی شهر بهسمت کارگاه خیاط تازهوارد میروید؛ چون مهارت بیشتری دارد.
قصه کار و مهارت در دنیای امروز دقیقا همین است. شما اگر شغلی را دوست دارید و میخواهید در آینده به سمتش بروید باید بتوانید مهارت زیادی در آن شغل کسب کنید. در غیراینصورت بهسرعت از بازار کار آن رشته حذف خواهید شد. چون در هر شغلی افراد ماهر زیادی وجود دارند و مشتریها خیلی زود آنها را شناسایی میکنند و به سمتشان میروند. در مورد مهارت در انتخاب شغل، سعی کنید نکتههای زیر را به ذهنتان بسپارید:
- مهارت و استعداد با هم تفاوت دارند. پس قبل از این که تصمیم بگیرید مهارت خاصی را بهدست بیاورید، ببینید آیا در آن زمینه استعداد دارید یا نه؟ اگر استعداد کافی نداشته باشید احتمالا بهاندازه کافی موفق نخواهید شد یا نیمهکاره دلزده و دلسرد میشوید. فرض کنید علاقه شدیدی به بازیگری دارید و میخواهید به کلاسهای بازیگری بروید و مهارت این رشته را بهدست بیاورید. ولی قبل از هر تصمیمی بهتر است اول ببینید استعداد بازیگری در شما هست یا نه؟
- اگر تصمیمتان را گرفتهاید و میخواهید شروع به مهارتآموزی کنید، نقش تلاش را این وسط حسابی جدی بگیرید. مهارتها یکشبه و یکماهه بهدست نمیآیند. به قول معروف باید جور هندوستان بکشید تا در زمینه موردعلاقهتان ماهر شوید و به طاووس زیبای موفقیت برسید.
- بهروز باشید. مثلا اگر به طراحی داخلی، دکوراسیون و… علاقه دارید، بهدنبال یادگیری نرمافزارهای قوی و بهروز این رشته باشید و سعی کنید با تکنولوژی و علم روز این رشته جلو بروید.
رعایت تمام نکتههای گفتهشده باعث میشود در مسیر شغل موردعلاقهتان دائم روبه جلو در حرکت باشید.
سه ضلع مثلث موفقیت: علاقه، مهارت و پشتکار!

تاثیر نیاز بازار و جامعه ؛ بهدنبال شغلهای نان و آبدار
چه شغلی مناسب من است؟ در بسیاری از موارد، تنها بررسی اینکه من در چه حوزهای استعداد و علاقه دارم، نمیتواند به تنهایی برای انتخاب شغل مناسب من کفایت کند. در واقع شما باید نیاز بازار و جامعه را نیز بررسی کنید؛ چراکه اگر جامعه به استعدادها و علایق شما نیازی نداشته باشد، نمیتوانید از طریق آن کسب درآمد زیادی داشته باشید. فرض کنید شغل مورد علاقهتان را با تحقیق و مشورت پیدا کردهاید و فهمیدهاید که استعداد یادگیری و انجام دادنش را هم دارید ولی آیا پازل شغل آینده شما دیگر تکمیل شده است؟ نیاز نیست چیزهای بیشتری را موردتوجه قرار بدهید؟ درواقع همه چیز به مهارت و استعداد محدود نمیشود. شما نمیتوانید بدون توجه به اطرافتان و نیازهای جامعه یک شغل خوب و مناسب انتخاب کنید. باید قبل از تصمیم نهایی، بازار و نیازهایش را هم درنظر بگیرید.
برای بررسی نیاز بازار و جامعه، بهترین راهی که پیش رویتان قرار دارد این است که سعی کنید افرادی که در حوزههای مختلف فعالیت دارند را بررسی کرده و میزان مشتریان و کاربران شغل آنها را در نظر بگیرید.پاسخ به این سوال که چه کاری مناسب من است؟ نیازمند آشنایی با این موضوع است که بدانید نیاز جامعه و بازار، روز به روز در حال تغییر است. پس شما با دانش چند سال قبل خود، نمیتوانید نیاز بازار کنونی را تشخیص دهید. معمولا برای تشخیص نیاز بازار، تحقیقات میدانی و همینطور مشاوره گرفتن از افراد متخصص میتواند بهترین گزینه باشد.
تصور کنید به روانشناسی علاقه دارید و در موردش حسابی تحقیق کردهاید. هم استعداد یادگیری مباحث و درسهایش را دارید و هم با ویژگیهای شخصیتیتان جور در میآید ولی بهتر است قبل از قطعی شدن تصمیمتان، به بازار کار این رشته هم توجه کنید. ببینید آیا بعد از دانشآموختگی میتوانید بهراحتی کار پیدا کنید؟ در مورد گرایشهای این رشته تحقیق کنید و سعی کنید بفهمید کدام یکی از گرایشهای روانشناسی بعدا بازارکار بهتری خواهد داشت؟
اگر تاثیر نیاز بازار در انتخاب شغل را ندیده بگیرید، ممکن است بعدا ضرر کنید و از بیتوجهیتان پشیمان شوید. بنابراین قبل از هر تصمیمی تا میتوانید چشمهایتان را روبه شرایط بازار کار رشتههای مختلف باز کنید.
برنامهریزی برای شغل آینده ؛ پیش به سوی هدف
تصور کنید میخواهید به یک سفر خاطرهانگیز بروید. از قبل برای روزها و ساعتهایش برنامهریزی میکنید و سعی دارید برنامهها طوری چیده شوند که بیشتر و بهتر خوش بگذرانید. حالا فرض کنید کاملا یکدفعهای سفر بروید. حتما خوش میگذرد ولی اگر از قبل برنامهریزی میکردید، بعضی وسایل را همراه داشتید، نقشه و مسیرها را چک میکردید و لذت بیشتری میبردید.
انتخاب شغل هم چنین روالی دارد. اگر هیچ وقت به آیندهتان فکر نکنید و هیچ هدف و برنامهای هم نداشته باشید، بالاخره در آینده صاحب یک شغل خواهید شد ولی احتمال کمتری دارد که از کارتان راضی باشید. بنابراین برای یک زندگی بهتر، به صلاحتان است که از چند سال قبل برای شغل آیندهتان برنامهریزی کنید تا در یکی از حوزه شغل پردرآمد در ایران فعالیت نمایید.
- خودشناسی: در مورد خودشناسی مفصل توضیح دادیم. قدم اول برای یک آینده خوب، شناختن خودتان است؛ شناختن شخصیت، ویژگیهای ذاتی، استعداد و…
- مهارت: ببینید به چه چیزهایی علاقه دارید و بر اساس علاقه و استعدادتان، مهارتهای مختلف را یاد بگیرید.
- تجربه: تا زمانیکه فرصت دارید هم چیزهای مختلف را تجربه کنید و هم از تجربههای دیگران استفاده کنید. دوران دبیرستان و دانشگاه بهترین سالها برای کسب تجربههای ناب است. تجربههایی که شاید نفع مالی نداشته باشند ولی خیلی راهها را در زندگی برایتان هموار میکنند.
- تلاش: پشتکار و تلاش به تنهایی خیلی معادلات را در زندگی تغییر میدهند. حتی اگر کوچکترین روزنه نوری میبینید، بهجای ناامیدی و سردرگمی تلاشتان را بیشتر کنید.
- شبکه اطرافیان: هرگاه علاقه و استعدادتان را شناختید و تاحدی دانستید که به کجا قرار است برسید، شبکه اطرافیانتان را قوی کنید. یعنی تا جایی که میتوانید با افراد موفق در زمینه کاریتان ارتباط بگیرید و از تجربههایشان استفاده کنید. این روزها شبکههای اجتماعی شانس آشنایی با افراد سرآمد هر رشته را خیلی راحتتر کردهاند. شما بهآسانی میتوانید با تعداد قابل توجهی از آدمهای موفق و کاربلد رشتهتان در تعامل باشید.
پیشنهاد مقاله : مشاغل مربوط به هوش مصنوعی
ترجیحات شغلی
شغل مناسب من چیست؟ برای اینکه بتوانید به این سوال پاسخ دهید، نیازمند این خواهید بود که ترجیحات شغلی خود را نیز مشخص کنید. این ترجیحات شامل موارد زیر میشوند:
1-آیا ترجیح میدهید بهصورت حضوری کار کنید یا غیرحضوری؟
2- حقوق ثابت را ترجیح میدهید یا قصد دارید براساس میزان کاری که انجام میدهید حقوق دریافت کنید؟
3- آیا علاقهمند به کارهای فکری هستید یا کارهای که فعالیت بدنی بیشتری دارند را ترجیح میدهید؟
4- آیا علاقه خاصی به فعالیت پورسانتی دارید یا خیر؟
با در نظر گرفتن این موارد، میتوانید مشخص کنید که دقیقا چه ترجیحاتی در شغل خود دارید و به این ترتیب، میتوانید در زمان انتخاب شغل، این ترجیحات را نیز دخیل کنید.
شبکه سازی
فرقی ندارد که بهترین شغل برای من کدام شغل باشد، در هر صورت شبکهسازی مهارتی است که به هرکسی کمک میکند تا بتواند بیشترین میزان درآمد را از شغل خود داشته باشد و البته در آن شغل موفق شود. شبکهسازی مهارتی کاربردی است که به شما کمک میکند تا بتوانید شغل خود را به افراد دیگر معرفی کرده و از طریق آنها بازاریابی کنید. شاید در نگاه اول، شبکهسازی تنها برای مشاغل آزاد کاربرد داشته باشد؛ ولی باید بدانید که این طور نیست و حتی در مشاغل کارمندی هم شما میتوانید با شبکهسازی موقعیت بهتری را برای خود ایجاد کنید. برای شبکه سازی باید این نکات را در نظز بگیرید :
- حضور در کنفرانسها و رویدادهای حرفهای
- استفاده از لینکدین (LinkedIn)
- پیدا کردن مشاوران شغلی و مربیان
- شرکت در گروهها و انجمنهای حرفهای
- استفاده از شبکههای اجتماعی و گروههای آنلاین
6 اشتباه رایج در انتخاب شغل که شما نباید تکرارشان کنید

- نه به تقلید: راه خودتان را پیدا کنید و خیلی به جو دوروبرتان توجه نکنید. اگر بخواهید دنبالروی محض و بیچونوچرای دیگران باشید، قطعا به بنبست میخورید.
- به دانشگاه علاقه ندارید؟ نروید: اگر به درس و دانشگاه علاقه ندارید و فقط برای مدرک درس میخوانید، همینجا توقف کنید. شاید علاقه شما در حوزه و مهارت دیگری باشد. پس هرچه سریعتر راهتان را پیدا کنید و بیخیال هر مدرک بدون علاقهای شوید.
- نه به شغلهای پرهیاهو و دهان پرکن: مهم نیست شغلی که انتخاب میکنید اسم و رسمدار باشد و چشم اطرافیان را کور کند. همین که شما به حوزه کاریتان علاقه داشته باشید و بهدنبال پیشرفت و درآمد معقولی باشید کافی است.
- از غیرمتخصصها راهنمایی نگیرید: درست است که خانواده و دوستانتان شما را دوست دارند و خیرتان را میخواهند ولی این دلیل خوبی نیست که تنها به مشورت با آنها برای انتخاب شغل اکتفا کنید. برای تصمیم درست در این مسیر سرنوشتساز جدیت و تلاش بیشتری لازم است.
- تمام تمرکزتان را روی آینده نگذارید: شرایط مدام درحال تغییر است و هیچ کس نمیتواند یک برنامهریزی دقیق برای سالهای بعد زندگیاش بکند. فراموش نکنید تمام کارها و تجربههای شما نسبی است و تمرکز زیاد روی آینده میتواند امروزتان را خراب کند.
- تعادل بین عقل و احساس: قرار نیست همه بار روی دوش عقل و منطق باشد و به احساساتتان اجازه دخالت در مورد شغل و آینده را ندهید. بهتر است گاهی هم براساس ندای درونیتان عمل کنید.
مدیریت تغییرات شغلی
تغییرات شغلی بخشی از روند طبیعی زندگی حرفهای هر فرد است. در دنیای شغلی امروز، بازار کار بهسرعت در حال تغییر است و افراد باید خود را با این تحولات سازگار کنند. مدیریت تغییرات شغلی نهتنها یک مهارت حیاتی برای حفظ شغل و پیشرفت در آن است، بلکه برای رشد فردی و حرفهای نیز ضروری است. در این بخش، به بررسی چالشها و راهکارهایی میپردازیم که به شما کمک میکند تا تغییرات شغلی را به بهترین نحو مدیریت کنید.
چالشهای تغییرات شغلی
- عدم قطعیت و نگرانیها: تغییرات شغلی ممکن است با عدم قطعیت همراه باشند. شما ممکن است نگران باشید که آیا تغییر شغل یا تغییر در موقعیت شغلی شما به نفع شما خواهد بود یا خیر. این نگرانیها میتوانند اضطراب و استرس ایجاد کنند.
- ترس از ناشناختهها: زمانی که وارد یک موقعیت شغلی جدید میشوید، ممکن است احساس کنید که همه چیز برای شما جدید و ناشناخته است. این احساس ممکن است باعث ترس از شکست و ناکامی شود.
- از دست دادن امنیت شغلی: یکی از چالشهای تغییر شغل، نگرانی از دست دادن امنیت شغلی است. افراد ممکن است نگران باشند که با تغییر شغل خود، ثبات مالی و حرفهای خود را از دست بدهند.
- مشکلات تطابق با فرهنگ سازمانی: هر سازمانی فرهنگ و ارزشهای خاص خود را دارد. گاهی اوقات، تغییر شغل میتواند به معنای وارد شدن به محیطی با فرهنگ کاری متفاوت باشد که ممکن است تطابق با آن زمانبر و دشوار باشد.
راهکارهای مدیریت تغییرات شغلی
- پذیرفتن تغییر بهعنوان یک فرصت: اولین گام برای مدیریت تغییرات شغلی، تغییر نگرش است. به جای دیدن تغییرات بهعنوان تهدید، آنها را بهعنوان یک فرصت برای رشد و یادگیری ببینید. هر تغییر شغلی میتواند به شما مهارتها و تجربیات جدیدی بیافزاید که در آینده به شما کمک خواهد کرد.
- آمادهسازی و یادگیری مداوم: برای مدیریت موفقیتآمیز تغییرات شغلی، ضروری است که خود را با مهارتها و دانش جدید سازگار کنید. بهطور مداوم مهارتهای خود را بهروز کنید و به دنبال یادگیری تجربیات جدید باشید. این امر به شما کمک میکند تا در هر موقعیت شغلی جدید، احساس توانمندی و اعتمادبهنفس کنید.
- بررسی دقیق فرصتها: زمانی که با یک تغییر شغلی روبهرو هستید، مهم است که فرصتها را بهدقت ارزیابی کنید. آیا این تغییر شغلی با اهداف حرفهای شما همراستا است؟ آیا این شغل جدید میتواند به رشد شخصی و حرفهای شما کمک کند؟ با بررسی دقیق این پرسشها، میتوانید تصمیمات آگاهانهتری بگیرید.
- مدیریت احساسات و استرس: تغییرات شغلی میتوانند استرسزا باشند، بهویژه در ابتدای کار. برای مقابله با این استرس، تکنیکهای مدیریت استرس مانند تنفس عمیق، ورزش، مراقبه یا حتی صحبت با مشاور میتوانند مؤثر واقع شوند. این روشها به شما کمک میکنند که آرامش خود را حفظ کرده و در تصمیمگیریهای شغلی خود با ذهنی باز عمل کنید.
- شبکهسازی و مشاوره گرفتن از دیگران: شبکهسازی میتواند به شما کمک کند تا از تجربیات دیگران بهرهمند شوید. مشاوره گرفتن از افرادی که پیشتر تغییرات شغلی مشابهی داشتهاند، میتواند دیدگاههای ارزشمندی به شما بدهد و راهکارهایی برای مقابله با چالشها و فرصتهای پیشرو ارائه دهد.
- استفاده از نقاط قوت خود: در زمان تغییر شغل، مهم است که به نقاط قوت خود توجه کنید و آنها را در موقعیت جدید به کار گیرید. این میتواند اعتماد بهنفس شما را تقویت کرده و به شما کمک کند که در شغل جدید خود بهتر عمل کنید.
- صبر و انعطافپذیری: تطابق با تغییرات شغلی زمانبر است و نیاز به صبر و انعطافپذیری دارد. از خود توقع نداشته باشید که فوراً در موقعیت جدیدتان راحت و موفق باشید. بهتدریج، با تجربه و زمان، خواهید توانست با تغییرات شغلی بهتر سازگار شوید.
کلام آخر
در بین تصمیمهای ریز و درشتی که در زندگی میگیرید، انتخاب شغل قطعا یکی از مهمترینها است. تصمیمی که قرار است تکلیف کیفیت نصف روز، هفته، سال و حتی کل عمرتان را مشخص کند. چون شما مفیدترین ساعتهای روز و هفته و شیرینترین سالهای عمرتان را در محل کار میگذرانید و فقط کافی است از شرایطی که دارید و کاری که باید انجام دهید ناراضی باشید تا بیشترین استرسها و فشارها به سمتتان سرازیر شوند. بنابراین بهتر است قبل از هر تصمیمی برای آینده و انتخاب شغل، حسابی فکر و تحقیق کنید. تمام نیرویتان را بهکار بگیرید، با شناخت و علم کافی جلو بروید و تا وقتی به شغلی که میخواهید نرسیدهاید، دست از تلاش برندارید و با مقالات راهنمایی آموزش برنامه نویسی بامداد همراه باشید.



یک پاسخ
سلام وقت بخیر
میشه راهنمایی کنید تا شغل مناسب روحیه من رو پیدا کنم من علاقه دارم در حوزه دیجیتال مارکتینگ فعالیت کنم اما کار مناسب با روحیه خودم رو نمیدونم کدوم یکی از این حوزه ها هستش. من اغلب آدم درون گرا و پیگیری هستم و قدرت ارتباط گیری پایینی دارم